Download complete video now!

سکس خفن بکن بکن خفن سکس با زن خوشگل سکسی‌

سکس خفن بکن بکن خفن سکس با زن خوشگل سکسی‌

سکس خفن بکن بکن خفن سکس با زن خوشگل سکسی‌ و خوش هیکل که با یه پسر خوش قیافه و کیر کلفت داره سکس میکنه و مثل اینکه این سکس حسابی‌ بهش چسبیده. سوراخ کون تر و تمیز
سوراخ کون تر و تمیز و خوشگل دختر سکسی‌ که واقعا عجب سوراخ کون باحال و خوردنی داره که جون میده واسه لیس زدن.
دو سوراخ کوس و کون در یک نما
گالری عکس‌های خفن از وقتی‌ که دو سوراخ کوس و کون خیلی‌ سکسی‌ کنار هم قرار گرفتن و یه نمای خیلی‌ تحریک کننده و حشری رو به وجود آوردن.

سکس توپ با مامان بچه ها

سکس توپ با مامان بچه‌ها که کون گنده و کوس خوش دست و باحالی‌ داره و با یه مرد کیر کلفت که حسابی‌ حشری و شهوتی هست سکس و بکن بکن میکنه و بهش کوس میده و به مرد یه حال اساسی‌ و یه فاز توپ میده, زنه تو سکس کرد خیلی‌ حرفه و خفنه.

داستان سکس با مامان تو باشگاه سکس خفن

داستان سکس با مامان تو باشگاه و بکن بکن با یه مامان قد بلند و خوشگل و خوش هیکل که کوس و کون قشنگ و باحالی‌ داره و به یه پسر کیر کلفت کوس میده و بعد بهش کون هم میده و یه جنده خفن تمام عیار هست سکس خفن.

داستان سکسی باحال و داغ

فارسی رو با همون لهجه که من داشتم حرف میزد، تبریز.
از اونجا که زبون مادریمون مشترک بود از همون روز اول خیلی بهش احساس نزدیکی داشتم. وقتی بار اول حرف اومدنش رو زدن فکر کردم سنش از من خیلی بیشتره و به همین دلیل اصلا راجع بهش کنجکاو نبودم ولی وقتی خونه عموم دیدمش به کلی سوپرایز شدم.

این خصلت بچه گی هام بود، همیشه اونایی که بیشتر حال و هوای سیندرلا رو داشتن منو به رویا می بردن. خیلی عمیق و طولانی. اون شب تو مهمونی آدمای زیادی بودن، حرف میزدم، میوه میخوردم، برا خودم چایی می ریختم و … ولی همه حواسم به سیندرلا بود.

سه ماه پیش شوهرش رو سر یک ماجرایی از دست داده بود و دیگه همه اون رو بیوه میدیدن. صورت بچه گانه اش، کمر باریکش، شرمی که تو نگاش داشت وقتی نگاهمون بهم میخورد، هیچکی اینارو نمیدید. ولی من همه فکرم به اون بود. هیجان همه وجودم رو گرفته بود. کونم نبض میزد. همش به این فکر میکردم که دیگه لازم نیست به سوژه های ملال آورم فکر کنم تا آبم رو درآرم. تصویر جدیدی پیدا کرده بودم. ولی هرگز فکرش رو نمی کردم که کارم به اینجا برسه.

سه ماه بعد سکس خفن

صبح زود رسوندمش کلیسا، تاکید کرد که نیم ساعت زودتر بهم زنگ میزنه و من زودتر نیام معطل شم. تشکر کرد و در رو بست و رفت. داشتم همه اون ثانیه هایی رو که بدون نگرانی به فرم بدنش نگاه میکردم رو تو ذهنم ثبت میکردم. به سمت در کلیسا میرفت، چشمام رو کونش بود، شروالش رو نمی دیدم، شرتش خاکی رنگ بود یا حاشیه توری. برگشت دست تکون داد. من هنوز داشتم نگاش میکردم و زده بودم به سیم آخر و حرکت نمی کردم تا این لحضات رو به خوبی ثبت کنم سکس خفن.

کلید خونش دست من بود و از روزی که کلید رو داشتم این اولین باری بود که میدونستم اون خونه نیست و این منم که باید برش گردونم خونه. از دیشب هزار بار این لحظه رو تصور میکردم که میرم تو خونش.

خیلی تند روندم خیلی میترسیدم و قلبم تلپ تلپ میزد. بسته ها رو از تو ماشین برداشتم و رفتم سمت در خونه اش. درو باز کردم. بوی خودش میومد. مست بودم. بسته ها رو گذاشتم کنار در. یک راست رفتم تو اتاق خواب و دراور لباساش. دومین دراوری که باز کردم لباس زیراش بود. لباسامو کندم، لخت شدم. شرتش رو روی دماغم گرفتم و عمیق نفس میکشیدم و با اون دست یه مشت لباس زیرش رو به کیرم میمالیدم. کمتر از یک دقیقه توی تختش آبم اومد، برعکس همیشه دستمال نداشتم و همه آبم ریخته بود رو دستم.
پشیمون بودم.

خواهر زن دادشم سوژه جدید من بود

تبریز شاغل بود و مدیر پروژه بود. شاید چون حقوقش خوب و زورش به شوهرش میچربید سکسی ترین فکری که راجع بهش میکردم این نبود که با من داره سکس میکنه، این بود که یکی از تازه مهندس های پروژه اش رو تو دفتر کارش گیر آورده؛ لختش کرده و داره کیرش شقش رو ساک میزنه. آب دهنش از بین دکمه های نیمه باز مانتوی روشنش میچکید بین ممه هاش. پسره بهش جرات دست زدن هم نداشت و با دست های مشت کرده داشت عجیبترین ارضای زندگیش رو که از قرار شدیدترینش هم بود رو تجربه میکرد. احساس میکرد ستون فقراتش جم شده و آبی که از کیرش پمپ میشه از تو نخاعش میاد بیرون سکس خفن.

سیگارم به فیلتر رسیده بود و باید برمیگشتم تو کارگاه

از منشیمون خوشم نمی اومد ولی اون فقط مونده بود کسش رو بچپونه دور کیرمون. اول رفتم دهنمو آب زدم که میترا بوی سیگار به مشامش نخوره و دوباره موعضات شروع نشه سکس خفن. فکر میکردم چون خودم دیگه بوشو احساس نمی کنم، اونم نمی کنه ولی تا برگشتم تو اتاقمون دستش رو گرفت رو دماغش و گفت چه خبره؟ گفتم بعد از خبره، اخم کرد رفت بیرون. صدای بسته شدن در دستشویی اومد، یعنی 5 دقیقه برا فضولی وقت داشتم.

آزمایشی که بخاطرش دیر اومده بود سرکار مامو گرافی بود نه خون. سینه چپش هم از راستش بزرگتر بود ولی من هیچوقت متوجه نشده بودم. وقتی که من بهش کار یاد میدادم، با نگاه حیزم هیچ مشکلی نداشت ولی وقتای دیگه زود از دیدم خارج میکرد بدنش رو.

وسط مکالمه گوشیم خاموش شد

نفهمیدم چرا ولی سیندرلا با من میخواد بلیت هواپیما بگیره. بخاطر استعدادم همیشه سفرهای پرخرج رو به من میدادن که مثل پارسال شرکت 25 میلیون سر خنگی مهرداد ضرر نکنه. حالا سفر ماه آینده ام از سفر پر استرس کاری تبدیل شد به رویایی که این بار همه وجودم رو به خودش مشغول کرده بود. سیندرلای سکسی رویا های پارسال من همسفر و شونه به شونه من میشه اونم 8 ساعت پرواز خارجی سکس خفن.

سریع تو روئیام هونجا بالای آسمون با شراب مستش کردم و تو دستشویی هواپیما ایستاده کیرم رو گذاشتم تو کس تنگی که فقط دو سال باهاش بازی شده بود.
دو سال ازدواج با حساب من و آمار و احتمالات اینکه هفته ای یک بار سکس اتفاق بیوفته میشه ماهی سه بار چون یک بارش به قاعدگی خورده و سالی 36 بار.

بار یعنی هیچ، یعنی باکره

مجید میگفت الهام بعد از پنج سال تا قبل از ارضا شدنش آنچنان کس تنگی داشته که امکان نداشته مجید بتونه تو اون تنگی آبش دربیاد و لذتی ببریه، همیشه باید ارضاش بعد از از ارضای الهام میبوده.
دیگه کاری نمونده بود که بلد باشم و نکرده باشم که جنتلمن به نظر بیام سکس خفن. پرواز سه ساعت دیگه بود، بهش زنگ زدم و گفتم تو ماشینم و ده دقیقه دیگه پایین منتظرت هستم.

سیاه پوشیده بود، موهاش سیاهتر بود

مژه هاش، خط چشمش، الان که فکر میکنم لبش هم باید سیاه بوده باشه ولی نبود. مثل شخصیت های کارتونی شده بود.
دوتامون عقب نشسته بودیم. پام رو چسپوندم به پاش، فاصله گرفت. شهوتم رو بیشتر کرد، انگار تنگه نفس شده بودم از شدت شهوت. حرف میزدم ولی نمی فهمیدم چی میگم ولی از نگاه های راننده میدونستم که دارم چرت میگم سکس خفن.

پروازش بهتر از بار قبلی بود سکس خفن

هر مسافر برا خودش میتونست فیلم بگیره. نیم ساعت بود که بغل هم نشسته بودیم و حرفام داشت ته میگرفت. مثل همیشه حرف نمیزد. بهش گفتم فیلم چرا نمیگیری؟ گفت نمیشناسمشون، گفتم من برات انتخاب میکنم. گفت خودتم نگاه میکنی؟ گفتم باهم نگاه میکنیم سکس خفن. گفت باشه، احساس کردم که گرما از بدنم به کله ام هجوم آورد. بهم گفته بودن این جور وقتا قرمز میشم. قرمز شدده بودم وقتی به این فکر میکردم که سرم رو به خاطر کوتاهی سیم هدفون مشترک باید نزدیک سرش بگیرم. نقشه م این بود که خوابم ببره و سرم رو بزارم رو شونش.

صدام میکرد. نمی دونستم کجام، دیدم مهماندار سینی جلو پامو باز کرد و غذا گذاشت جلوم. فقط فحش بود که به خودم میدادم.
ازش معذرت خواستم که سرم رو شونش بود، گفت نه مگه چیه. با لبخند گفت.
بعد از غذا بهش گفتم من باید وقتی میرسم حتما دو ساعت بخوابم بعد میریم تو شهر سکس خفن. گفت کجا؟ گفتم تو هتل فرودگاه.
گفت باشه.

روسریشو برداشته بود و احساس میکردم ملکه آینده انگلستان داره قدم زنان با من به طرف آسانسور میره

وقتی ازش خواستم تو همون اتاق بمونه هیچی نگفت.
درو من بستم. گفت من اول دوش میگیرم. رفتم بالکن و سیگارم رو روشن کردم سکس خفن. الکل نخورده بودم ولی مزه ی سیگار بعد از الکل میداد. نصفه پرتش کردم. برگشتم تو اتاق، لخت شدم و رفتم طرف حموم. درو باز کردم، پشت به من بود زیر دوش.
بخار همه جارو گرفته بود.
لخت بود.
کیرم در آخرین حد خودش شق شده بود.
از پشت دستامو بردم حلقه کردم.
گذاشتم بین کونش.
خیلی سفید بود.
برگشت.

مثل کسی گه اشک ریخته، آرایش چشماش تا چونه اش ریخته بود

بوسیدمش. بوس نبود. میخوردمش. احساس میکردم وحشی شدم و سعی میکردم آرومتر باشم.
تنگ بود ولی خیس بود. حتی آب دهن هم نزدم.
آبم رو تا آخر ریختم توی بدنش.
زیر دوش خوابمون برد.

سکس پورن استار داستان زن داداش
داستان‌های سکسی‌ سکس تو اتوبوس فیلمهای سکسی سکس خارجی سکس لزبین کوس لیسی سکس ضربدری سکس ایرانی نوجوان سکس با حجاب سکس مامان سکس امریکایی
کون دادن
فیلم های سکسی
سکس خارجی ساک زدن ایرانی
شهوانی
سکس ایرانی سفید سکس حشری ایرانی سکس ایرانی فیلم سکسی سکس کوس
فیلم سکس ‌ایرانی
کلیپ سکسی ایرانی

RealityKings – Big Naturals – (Alice Lighthouse, Gavin Kane) – Table Dance

داستانهای سکسی

From:
Date: October 13, 2018

27 thoughts on “سکس خفن بکن بکن خفن سکس با زن خوشگل سکسی‌

  1. سلام .دنبال یه خانوم 20تا30ساله هستم لاغر اندام ..مشکل پولی هم ندارم .بصورت صیغه باشه بهتره 09037983360.

  2. A.f musicسلام .دنبال یه خانوم 20تا30ساله هستم لاغر اندام ..مشکل پولی هم ندارم .بصورت صیغه باشه بهتره 09037983360.

  3. سلام شهاب هستم کیر۳۰سانتی کلفتی دارم خانم های حشری هرکی ارضام کنه منم جبران میکنم ۰۹۳۳۷۵۷۵۸۰۳

  4. اسامی مستعار
    سلام من یک ادم احمقم
    28ساله بودم که پسری رو برای ازدواج بهم پیشنهاد دادند.من چند بار پسره رو دیده بودیم . قیافه ای نداشت فوری مخالفت ها شروع شد من هم به معرف ج رد دادم .اما نمیدونم چی شد دور از چشم همه با ملاقات کردم .راستش از نحوه حرف زدنش خوشم اومد زبان چرب و نرمی داشت. وبا کمی ناز و خواست دوست شدن با یه پسر باعث شد که نفهمیدم چه میکنیم وجواب مثبت دادم . و خدایی دلم خواستش البته یه دوست پسر داشتم که به دلیل دوری محل کار خیلی کم میدیدمش واز خواسگاری تفره میرفت البته باهاش ارتباط جنسی کاملی نداشتم فقط چند بار همدیگر رو به آغوش میکشیدیم و چون من خیلی کم رو بودم فقط لب بازی میکردیم واون شروع میکرد یکی دوبار هم رومانتو منو مالید خودشو بهم میمالید .وچون از سن ازدواج هم میگذشت گفتم شاید عشقم بشنوه ازدواج میکنم اقدام کنه .اگه هم نخواست که با اسعد یه مدت دوست میشم و نهایت تموم میشه اخه دو سال ونیم ازمن کوچکتر بود خلاصه نفهمیدم که چه شد که عقد کردیم وچشمتون روز بد نبینه در اولین دیدار برادرش صد دل عاشقش شدم .برخلاف اسعد اکبر بسیارزیبا قد بلند .جو گندمی وچهار شونه .وهرچی بگم کم گفتم .وبر خلاف اسعد تمام دختران فامیل وبیگانه دوست ش داشتن حتی تمام خانواده من بهش چشم داشتن وتو تمام مجالس. نام اون بود وبس .البته اسعد شوهرم خدایش برام ازهمه نظر کم نمیزاشت .ولی دل بود چکارش میشه کرد . البته رفتار خانواده من واون هم بر تمام این اتفاقات اثر شدیدی داشت کبر آقا ۴ سال سعد بزرگتر بود .البته خودم هم تیپ وقیافه آنچنانی نداشتم لاغر وکوتاه قد بودم .و داشتن اکبر برام فقط رویا یی بیش نبود حتی اگه اسعد نبود.وآنقدر ایمان دارم اگر اسعد ماجرای عشق منو میدونست ومیتونست کاری کنه حتما میکرد اسعد هزاران برابر اکبر برای خانواده همون احترام وارزش و وقت میگذاشت اما همه به دودلیل کور بودند یکی زیبایی اکبر دوم ثروت اکبر که اسعد هیچ کدومو نداشت آقا. اکبر از هیچ نمی‌گذشت به هیچ دختر وزنی رحم نمیکرد .البته گفتم همه فوری براش رام میشدن.ولی اسعد پاک بود .محلل کارش شهر دیگه ای بود وچند ماه یک بار می امد .مدیر کارخانه سیمان بود هربار که اسمش میومد یا عکسشو یا فیلم عروسی خودمو که اونو میدیدم ناخوداگاه اه میکشیدم وبارها وبارها به عشقش شهوتی میشدم ودستام جای دستشو رو کوسم میگرفت وتا ارضا نمیشدم دستمو درنماوردم چند بار بغل شوهرم خوابیدم که یهو دلم حسش میکرد وباوجود اینکه کافی بود دستمو دورکمر شوهرم حلقه میکردم فوری حسابی منو میگاید اما فقط عشق اکبر بود که ارومم کرد.تو تمام سکسهای اجباریم با اسعد چشمامو میبستم و با تمام وجودم اکبر رو بغلم حس میکردم وتنها آن زمان میفهمیدم سکس چیه .حتی وقتی احساس میکردم دارم ارضا میشم یه بهونه پوزیشن پشتمو به اسعد میکردم وسرمو ازش دورمیکر دم که مبادا درلحظه ارضااسم اکبر رو بگم چون همیشه آن لحظه فقط کلمه عزیزم وعشقم رو بلند میگفتم هیچ وقت کلمه اسعد رو نگفتم وآخ عزیزم بکن منو عشقم واروم زیر زبونم اخ اکبرم بکن عزیزم .
    با تمام این اوصاف من دختری بسیار مذهبی واقعی بودم که .اما چه کنم .دوران مجردی بارها به عشق بعضی پسرهای خوشگل محله خودارضایی میکردم ولی هرگز به خودم اجازه ندادم کاری کنم اما دلم مثل سیروسرکه یه پسر باحال و بکن میخواست با وجود آزادی کامل و درخواست مکرر بعضی ها سخت گیر بودم
    یک شب که همگی خانه ماخوابیدند وحال ما صد متر مربع هستش من کنار اسعد واکبر به فاصله حدود بیست متر ودور ازمن خوابیده بود .که ازته دل ارزو کردم اکبر شوهرم بود والان میومد پیشم که یهو شورتم پر آب شد تجسم کردم ارام ارام داره به طرفم خودشو میکشه و من پشت به اسعد ورو به اکبربودم وحس کردم که اکبر نزدیکتر شده انقدر شهوتی شدم که برای جلوگیری از خود باختن و تسلیم شدن .ونزدیکترشدن اکبر طوری که دستش رو کشید بهم خورد شاید میخواست کم کم بچسبونه چون دوبار دستش افتاد روسینه هام یک بار هم حس کردم پاش به پام خورد،
    منی که تا ده دقیقه یا چوچولم ورنمیرفت وزبان نمیزد خیس نمیشدم تمام شورتمو پر آب حس کردم .وهمیشه سعی میکزدم درحضوردیگران ازشوهرم دور باشم ونشون یدم هه حرمت دیگران واجبه .بدون درنظر گرفتن احتمال بیدارشدن بقیه پریدم رو اسعد وباچشمان بسته فقط نیم ساعت ازبالابه پایینشو لیسیدم بنده خدا خوشکش زده‌بود وبرای اولین بار شورتشو باعشق میمالیدم وروش کیرشو گاز میزدم قبلا وباهزاربا خواهش فقط یه ساک کوچولو کرده بود که جواب من نه بود حتی یه بار ازسکس دست برداشتم چون میگفت یک لحظه بخور
    وحالا داشتم رو شورت میمالیدمش وانقدر ساک زدم که ابش اومد .ولی من که کیراسعدرو نمیخوردم .وان شب سه بار ازش خواستم منو بکنه که کرد وهمش لحظه اخر پشت به اون ومیشدم ازپشت کوسم میزاشت ومنم به صورت اکبر که رو به ما شده یود ونمیدونستیم خواب بیدار نگاه میکردم وتجسم مبکردم اون از جلو واسعد هم ناجار عقب میماله اخ عقب من اصلا….اما اگه اکبر بگه حتما.وگایش میشدم این رو بگم من در دوران مجردی به جز محمد همان دوست پسرم به هیچ جنس مخالفی اجازه حتی لمس بررروی لباس نداده بودم فقط یک ببار که 15سالم بود وتازه سینه داورده بودم دوست. برادرم به زور منو چسپوند دیوار وسینه هامو میففشرد که. فقط درد حس میکردم از من 20سال بزرگتر بود سعی کردم از دستش در برم که دیوانه وار فشارم میداد وگفت اگه نمالی میگم صدام زدی که بهت بدم وبرای اولین بار به زور دستمو روشروال گداشت وخودش دستمو به کیرش فشار میداد وبالا و پایین میکرد من فقط با ارامی گریه میکردم آنقددر . باالا . پایین کشید که شروالش خیس شد وبا دست دیگرش وسط پامو انقدر مالید که وقتی رفت دستمو گذاشتم روش اه کشیدم وبرای اولین بار روشروال کیر تو دستم بود که تا 19سالگی ازتمام پسرا بدم میومد ولی. هربار یاد. اون. لحظه میافتم خیلی حالم بد میشه. مرتیکه مثل الاغ بود .شنیده بودم ۳ زن گرفته بودوهمگی از بزرگی کبیرش طلاق گرفته بودند شب زفاف منتظر کیر بزرگی مثل اون بودم که خوب شد وهمش ۲۲سانت داشت
    بیام سر گددایی عشق خودم . یاد وبودن اکبر وحرمت واحترامش انقدر دلمو برده بود. که با وجود احترام فراوان برای هم ونشون دادن فقط محبت برادر شوهری وزن داداش بین ما حاکم بود هرگز نه من نه اون کوچکترین رفتار زشتی که نشون دهنده حسی باشه رو نداشتیم بجز اون شب که شاید خواست من بوده واون اصلا تکونم نخورده باشه من میدونستم که عشق من یک طرفس.
    روزی که از شهر محل کارش برگشته بود چون 5 ماه نیم نبود برای دیدن تنها برادرش که خیلی همدیگر رو دوست داشتند سراسیمه وباخوشحالی بدون در زدن وارد آپارتمان ما شد اخه در یک ساختمان زندگی میکردیم .وبرحسب اتفاق اسعد برای خرید نان بیرون بود من که بادیدنش خیلی خوشحال شدم مثل دفعه قبل که اسعد واکبر همو بغل میکردن وحسابی روبوسی میکردند ودراخر. من باهاش دست میدادم ولبخند محبت امیزی دلشتم جلو رفتم اسعد که نبود بغلش کنه وروبوسی کنن وناخداگاه من جلو رفتم ودست دادیم چون قدش ازمن بلند تربود من کمی رو پنجه بلند شدم واون هم بی هدف خم شد وبرای اولین بار همدیگررو بوسیدیم که من سرخ شدم وخون تمام وجودم به جوش آمد اومدکه اونم متوجه شد .وباز خم شد ومن خودمو کشیدم بالا وطرف چپشو بوسیدیم که ناخداگاه اون دوبار خم شد ومنم خودمو کشیدم ودستم تو دستش بود که این بار به جای گونه لبامون به هم دوخت که اون خواست راست بشه ولی من ناخوداگاه بیشتر خودمو کشیدم که اونم باز لبشو گذاشت رولبم که دیگه رو هم قفل شد .همان جلوی در منی که به زور یه لب چند ثانیه ای بالب دوخته میدادم لبم باز باز وعاشقانه داشت روی لبای اکبر لیزمیخورد واب دهن قاطی زبان به زبان مکش زبان که یه لحظه حس کردم که سرم روبه روشه چ راحت لبامون لیر میخره که متوجه شدم دستمو قفل کردم دور کمرشو گرفتم واونم دستاشو زیز باسنم گرفته ومنو بلند کرده . وپاهام دور کمرش قفله
    وای که دیدم عشقم داره لبامو میخوره وبه ارزوی چند ساله رسیده بودم پاهامو دورکمرش بیشتر فشار دادم دستم دورگردنش ونیم ساعت لبامون رولب لعنتی همزمان مثل جنده ها داشتم دکمه هاشو باز میکردم وتا دستام بعد مالش سینش خواست رو شروال بره پایین که صدای نحس اسعد پریدم پایین وفوری رفتم اشپزخونه وعشقم رومل نشست
    اسعد اومد حس کردم جو را سنگین نگاه میکنه
    با هم رفتند وتا درو بستن من فوری دستام رو بردم داخل شورتم مثل جنده ها خودمو ارضا کردم
    شبش که اسعد اومد زودکشیدمش تو اناق خواب واین بار من شروع کردم که گفتش چیه چی ده بعد ده سال تازه عروس شدی
    ووتمام سکسمو داشتم میریختم که وسط تلنبه زدن ایستاد و راحت گفت چیه چاه ؟؟؟؟نکنه
    شوهر کزدی وما خبز نداریم
    حس کردم داره شک میکنه که بهش گفتم اسع جووونم یاد محمد افتادم
    اخه ماجرای محمد دوست پسرم وبه اسرارش لب گرفتن ناراضی بودنم وماجرای آن نامرد دوست برادرم رو براش گفته بودم .انقدر از من حیا دیده بود که پوست برادرم رواحمق وبهش گفته بودم که با محمد تنها یک بار به اصرار بغلم کرده واون لب گرفته من درحالی که میخواستم ولی واندادم که البته دروغ نبود فقط سه بار پیش اومده بود
    ازم پپرسید محمد که کاملا چسپید بود رو حس کردی
    وحتما یاد اونه که داری کیر مار عاشق میکنی وفوری گفتم اگه نگی بدم اره خوب
    البته محمد امریکاس میدونه دستش به من نمیرسه
    من که لبای اکبر و ستسو که کوسمو گرفت رو میخواستمو راستش کیرشو هم شق کرده بود وزیر باسنم حس کردم
    فچری گفتم دست هودم نبود اسعد ببخش ولی دیدم اون گفت رلستشو بگو نارخت نمیشم مال من کع نبودی وقارازدواج بوده فقط بهت چسپوند
    گفتم بیخیال بابا غلط کدم گفتم
    ولی باید ذهنشو خالی میکردم که گفتم بس کن گذشته که
    که گفت اووو نکنه شروالشو پلیین کشیدی
    ومن گفتم فانتیزی میخوای تا بگم اره وگرنه اینجور بوذ
    که گفت باشه اره اینم آقا مخمد که من بلند شدم وتمام کارهای صبح انجلم دلدم جوری که سه بار ابم ریخت که گفت اینه کار محمد آقا
    ودیگه کی رو میخوای که
    فوری پرتش کردم رفتم ودوروز باهاش حرف نزدم که شک نکنه
    وچند ماه بعد اسعد تهران بود که تماس گرفت با اکبر برم پیشش
    ومن اول ناز کردم که تنها درس نیس وال ویل که گفت ده ساعته میرسین
    واین شد که منو عشقم توجاده آباده تهران به وصال هم رسیدیم
    چند ماه بعد وقتی تازه برگشته بود ه فکر میکرد اسعد سر کاره صبح زود که تازه برگشته یود پرید تو اتاق و رو به من گفت بپر تو بغلم عشقم که یهو چشمش به اسعد افتاد که بغل من خوابیده یود
    اکبر خودشو نباخت وروبه اسعد تکرار کرد دادشک گل من.
    حس کردم متوجه شده
    که شب دز حالی که داشتم ازدیدن مجدد اکبر. تمام بدنم کیر میخواست نداشتم حس ایجاد بشه اینم بگم ها که کیر اسعد شوهرم خیلی ازکیر اکبر هم کلفتتره هم درازتر وهم پر ملات تر وبکن تر اما کیر معشوق چیز دیگس .
    ولی یه شب هنگام سکسمون من که کمی خسته بودم ودرحال تلنبه. زدن خیس نمیشد گفتش چیه کیر کلفت تر بدم ها جون بگیری ؟؟ اکبر آقا فشار بده که من احمق یهو خیس پرآب شدم واوووفی گفتم که اوون بدون ارضا شدن بلند شد ورفت فقط گفت اگه فقط برای سکسه جنده ات کرد م.وگفت اگه با چشمای خودم میدیدم هرگز باورم نمیشد برای هر دوتون اعتماد شدیدی داشتم .اون شب که خونمون خوابیده بود خوب میدونستم چته.ولی به خودم گفتم که باز نخواسته کاری کنه به خودم پناه اورده احمقانه گفتم افرین که توموقعیت قرارداشتی وسالم موندی .با هم ه سرافکندگی گفتم عشق ایجادشده روز عروسیمون وقتی راننده ماشین شد که کفت بی شرف میگفتی یه طلاق بود گم وگورشدن من .نه اینکه تنها داداشم تو دلش بگه گایدمت .
    والان ۱۹ساله که نه سکس کرده نه بهم توجه میکنه فقط جلوی دختروپسرم ودیگران عادی رفتارمیکنه که من فقط تحسین کردنش تو دلم مونده اخه دو بچه‌ داریم ومن دیگه با هیچ کس حتی یک بار هم کوچکترین کاری نکردم وحتی فکرشم نمیکنم نماز میخونم که شاید اول خدا بعد تنها کس زندگیم یعنی معشوق واقعیم اسعد عزیز قبل مرگم منو ببخشه
    اصلابه روی برادرش نیاورد حتی بعد ازدواجش فکر میکردم زنشو بکنه وجلد کیرش کنه ولی توجه به اینکه زنش فعمیده بود که کیر اسعد همونه که اون میخواد وراحت پا میداد به شدت سکسی بود چون رفتاراش با تماامردهای فامیل معنی داربود همون مردایی که اکبر خوان یاخواهرشون یازنشونو فقط به خاطرزیبایی گایده بود و اسعد فقط شروع کرد به گایدن دختر وزنهای خانواده من که زیر ۲۵سال بودن واز رفت وامدهای زیادشون با ما میدونستم کی زنشه وکی جلد کیرشه . انگار نه انگار منم به اکبر نگفتم که. فهمیده واز اون روز به بعد دیگه فقط سلام وخدا حافظ بود هرجا اون بود من سعی میکردم یا نباشم یا تنها نشیم وچند روز پیش مامورین به خانه خواهر بزرگ اسعد حمله و۹نفر مرد با یک زن جوان که ۴نفرشون داماداشون و۳نفر شون پسرخاله هاشون که میدونستن اکبر با تیپش زلناشونو قطعا گایده ودونفردیگه شوهر دو دختر خاله شون بودند آن زن هم شهلا خانم عزیز دوردونه خانواده تمعکار وزیبا پرست زن اکبر آقابودکه ۹مزد رو راه اناخته بود وخواهراشون باکمال پر رویی گقته اند که سر شهلاجونمون کلاه گذاشتن که شوهرت اونجاس و کارت داره وگرنه شهلا جونشون چون زن برادر بیشرفشونه فاطمه زهراس .و همه به زیبایی وزندگی آقا دادلش حسادت میکنند شاید هم زبونم لال خواهراهم جلد خوشکلی آقا دادشه شدن خاک بر نظر ندید عبرت بگیرید

  5. modi65t@
    سلام🤚🏻یه خانم فقط از رشت هر طور باشه بیاد لطفا با هم باشیم پایه برنامه و عشق حال سکس باشه منم هواشو همه جوره دارم،ممنون🌹ایدی تلگرامم
    @modi65t

  6. سلام فاعل هستم از اصفهان مفعول اگه هست تماس بگیرد زن ودوجنسه آراگون میکنم 09162933127

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *